خرید بک لینک
برای اولین بار رفتم اردوی جهادی هوا خیلی خوب بود همه چی اوکی بود مثلا رفته بودیم که کار جهادی کنیم ولی بیشتر خوش گذرونی بود برای تجربه ی اول خوب بود دلم میخواد ادامه پیدا کنه این فعالیتام.. حسابی سرمو شلوغ کردم دیگه مثل قدیم با دوستا و فامیلا بیرون نمیرم جز ازار دادن با حرفاشون چی داشتن برام تا الان؟؟ فعلا تو این دنیای تنهاییم راحت ترم ..... به یاد قدیما با داداشم یه شب رفتیم بیرون وقتی خانومش نبود ..تمام حس خو اون روزام اومد جلو چشمم..ولی باز در کنارش کلی حس تلخ هم اومد سراغم که دیگه اون روزا رو ندارم.. چه میشه کرد.. هرسال که میگذره میگم کاش دیگه تموم بشه هیچ اتفاق خوبی نیست اگر هم باشه در بر

برچسب: برات,بگم, نویسنده: نوید نوروزی تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1396 ساعت: 5:33

وقتی میخونه:

من بمونم یا برم؟

تو چجوری راحتی؟

قلب من وصل الان

به یه بمب ساعتی

...

دلم میخواد سرمو بکوبم تو دیوار بس که مظلومه این خواننده و صداش

...........

گوش کنین اهنگ قلب ساعتی از احسان خواجه امیری


برچسبها: شب مرگی
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۶ساعت 20:51 توسط m.ch |

برچسب: قلب,ساعتی, نویسنده: نوید نوروزی تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1396 ساعت: 5:33

امشبم انگاری از اون شباس که خواب ندارم هرچی سعی میکنم قرص نخورم نمیشه.. خیلی خوبه قرصه رو که میخورم بعد از نیم ساعت چشام دیگه باز نمی مونه به زور باز نگه میدارم تا دیگه نتونم و بیهوش بشم خواب با اون قرص خیلی عمیقه ولی کوتاهه یا برا من اینجوره..هر ده بیس دقیقه بیدار میشم ولی باز میخوابم و عمییییییییی

برچسب: نویسنده: نوید نوروزی تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 12:42

عید همه مبارک

مامان و بابا و داداش و .... بیشتر فامیلا رفتن شهرستان برا این دو روز تعطیلی ولی من به جهت جلوگیری از هرگونه دعا و طلسم و بسته شدن بخت و ... نرفتم تا با خیال راحت اینجا عشق و حال کنممممممم

دوست جونمم که فردا میاد مشهد برای همیشه خیلی خوبه یه تغییر بزرگ ایجاد میشه..

شروع خوبی داشت امروز تا شب همینجوری بگذره خداکنه

+ نوشته شده در دوشنبه پنجم تیر ۱۳۹۶ساعت 11:15 توسط m.ch |

برچسب: نویسنده: نوید نوروزی تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 12:42

ساعت گذشته از یک شب در اتاق و من

تنها نشسته ام به هوای گریستن

حالا تو نیستی و تنم را ملافه ها

پیچانده اند در خودشان مثل یک کفن...

...........

خدایا..خودت میدونی دیگه..بووووس


برچسبها: شب مرگی
+ نوشته شده در سه شنبه ششم تیر ۱۳۹۶ساعت 1:17 توسط m.ch |

برچسب: نویسنده: نوید نوروزی تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 12:42

واقعا انسان موجود عجیبیه زود به همه چی عادت میکنهیا لااقل من این جوری ام زود خودمو وفق میدم با شرایط و زود تحت تاثیر محیط قرار میگیرم مثلا دیروز خونه ی مامان بزرگم عکس آقاجونمو نگاه میکردم به این فکر میکردم چقدر زود گذشت و از اون همه گریه و آه و غصه چیزی نمونده جز فاتحه ای شب های جمعه عادت کردیم به

برچسب: نویسنده: نوید نوروزی تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 12:42

مییییییییییییییییترسم

خدایا میشه خودتو نشونم بدی؟؟

برچسب: نویسنده: نوید نوروزی تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 12:42

اول از همه باید بگم چه رو دستی خوردم نزدیک خونمون چندتا اسباب بازی فروشیه که قیمتاشون خیلی مناسبه و به نوعی پخشن و جدیدا یکی از اقوام هم اونجا یه مغازه ی اسباب بازی فروشی جدی باز کرده.. یکی از این مغازه ها از همه منصف تره رفتم از اون خرید کردم.. jenga خریدم یا همون برج هیجان یه 15 تومنی داشت یه 10 ت

برچسب: نویسنده: نوید نوروزی تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 12:42

رفتم سفر نمیگم بد گذشتا خوش گذشت ولی فقط روز اول.. از فرداش پشیمون شدم که رفتم هی میگفتم زودتر بشه برگردیم خسته بودم همش خواب بودم پا میشدم یه چیزی میخوردم باز میخوابیدم صابخونه ای که خونش بودیم چندتا گربه داشت یه گربه ش مدل من بود تایم خواب و بیداریش ینی با گربه هه میرفتیم تو اتاق میخوابیدیم 11 ظهر

برچسب: نویسنده: نوید نوروزی تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 12:42

میشه گفت شکست خوردم...

دوس دارم پیدات کنم و هرچی فحش زشت بلدم بهت بگم و بزنمت و هر بلایی میتونم سرت بیارم..

+ نوشته شده در یکشنبه یکم مرداد ۱۳۹۶ساعت 16:17 توسط m.ch

برچسب: نویسنده: نوید نوروزی تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 12:42

صفحه بندی